# پادکستینو: سقوط یاهو، داستان یک امپراتوری از دست رفته
سلام به همه شما همراهان همیشگی "پادکستینو". خیلی خوشحالم که یک بار دیگه فرصتی پیش اومده تا در خدمتتون باشم و با هم گپ بزنیم. امروز می خوایم درباره ی یه موضوع خیلی جذاب و البته کمی هم غم انگیز صحبت کنیم: داستان سقوط یاهو. یه زمانی، یاهو پادشاه بلامنازع اینترنت بود، اما حالا چی؟ یه شرکت کوچیک که خیلی ها حتی اسمش رو هم دیگه به خاطر نمیارن. چی شد که یاهو، با اون همه پتانسیل، گوگل رو از دست داد و به این روز افتاد؟
**یاهو: سلطان اولیه اینترنت**
اجازه بدید اول یه کم به عقب برگردیم و ببینیم یاهو دقیقا چی بود و چه جایگاهی داشت. یاهو در سال 1994 توسط دو دانشجوی استنفورد به نام های جری یانگ و دیوید فیلو تاسیس شد. اون موقع، اینترنت خیلی با الان فرق داشت. هنوز موتورهای جستجوی قدرتمندی مثل گوگل وجود نداشتن و پیدا کردن اطلاعات تو این دنیای نوپا، کار خیلی سختی بود. یاهو اومد و این مشکل رو حل کرد. در واقع، یاهو یه جور "دایرکتوری" از وب سایت ها بود که به صورت دستی دسته بندی شده بودن. شما می تونستید بر اساس موضوع مورد نظرتون، تو یاهو بگردید و وب سایت های مرتبط رو پیدا کنید.
یاهو خیلی زود محبوب شد. رابط کاربری ساده و کاربردی، دسته بندی منظم اطلاعات و سرعت بالای جستجو، یاهو رو به انتخاب اول میلیون ها کاربر تبدیل کرد. یاهو فقط یه موتور جستجو نبود. کم کم سرویس های دیگه هم بهش اضافه شد: ایمیل، اخبار، آب و هوا، بازی ها، چت روم ها و... یاهو تبدیل شد به یه پورتال جامع که همه نیازهای آنلاین کاربرها رو برآورده می کرد.
در اوج شکوه، یاهو نه تنها در دنیای اینترنت یکه تازی می کرد، بلکه در فرهنگ عامه هم نفوذ کرده بود. اسم یاهو مترادف با اینترنت و دنیای آنلاین شده بود. خیلی ها فکر می کردن یاهو برای همیشه پادشاه اینترنت خواهد بود. اما خب، تاریخ نشون داده که هیچ چیز ابدی نیست.
**فرصتی که از دست رفت: چرا یاهو گوگل را نخرید؟**
یکی از بزرگترین اشتباهات یاهو، رد کردن پیشنهاد خرید گوگل بود. این داستان، یکی از تراژیک ترین داستان های دنیای تکنولوژی محسوب می شه. در سال 2002، گوگل یه شرکت کوچیک و نوپا بود که موتور جستجوی به مراتب بهتری نسبت به یاهو داشت. الگوریتم PageRank گوگل، نتایج جستجو رو خیلی دقیق تر و مرتبط تر از یاهو ارائه می داد.
یاهو متوجه این برتری گوگل شد و به فکر خریدش افتاد. مذاکرات بین دو شرکت شروع شد و گوگل پیشنهاد فروش خودش رو به قیمت 1 میلیارد دلار به یاهو ارائه داد. اما مدیران یاهو، به این قیمت راضی نشدن و فکر می کردن گوگل بیش از حد ارزش گذاری شده. بعد از کلی چانه زنی، یاهو پیشنهاد 3 میلیارد دلار رو ارائه داد، اما گوگل دیگه راضی به فروش نبود. لری پیج و سرگی برین، بنیانگذاران گوگل، اعتقاد داشتن که ارزش شرکتشون خیلی بیشتر از این حرف هاست.
تصورش رو بکنید، یاهو با 3 میلیارد دلار می تونست گوگل رو بخره و برای همیشه از شر یه رقیب قدرتمند خلاص بشه. اما این اتفاق نیفتاد. چند سال بعد، ارزش گوگل به صدها میلیارد دلار رسید و یاهو حسرت این فرصت از دست رفته رو خورد.
**چرا یاهو این اشتباه رو کرد؟**
چند دلیل می تونه وجود داشته باشه که چرا یاهو این فرصت طلایی رو از دست داد. اول اینکه، مدیران یاهو اون موقع درک درستی از پتانسیل گوگل و اهمیت موتورهای جستجو نداشتن. اونها فکر می کردن یاهو با سرویس های متنوعی که ارائه می ده، می تونه به راحتی با گوگل رقابت کنه. دوم اینکه، یاهو یه شرکت بوروکراتیک و کند بود که تصمیم گیری در اون خیلی طول می کشید. در حالی که گوگل یه استارت آپ چابک و سریع بود که به سرعت در حال نوآوری و پیشرفت بود.
سوم اینکه، فرهنگ سازمانی یاهو به اندازه کافی نوآورانه و ریسک پذیر نبود. مدیران یاهو بیشتر به فکر حفظ وضع موجود بودن تا اینکه به دنبال ایده های جدید و فرصت های رشد باشن. این در حالی بود که گوگل با فرهنگ نوآورانه و جسورانه اش، دائما در حال آزمایش و یادگیری بود.
**مشکلات داخلی یاهو: مدیریت ضعیف و تغییرات مداوم**
علاوه بر رد کردن پیشنهاد خرید گوگل، مشکلات داخلی هم نقش مهمی در سقوط یاهو ایفا کردن. یکی از بزرگترین مشکلات یاهو، مدیریت ضعیف و تغییرات مداوم در سطح مدیریت بود. یاهو در طول سال ها، مدیرعامل های زیادی رو عوض کرد و هر کدوم از این مدیرعامل ها، استراتژی و برنامه های خودشون رو داشتن. این تغییرات مداوم، باعث سردرگمی و عدم انسجام در شرکت شد و مانع از این شد که یاهو بتونه یه استراتژی بلندمدت و پایدار رو دنبال کنه.
یکی دیگه از مشکلات یاهو، تمرکز بیش از حد بر تبلیغات و درآمدزایی بود. مدیران یاهو به جای اینکه به فکر بهبود تجربه کاربری و ارائه خدمات با کیفیت باشن، بیشتر به دنبال این بودن که چطور می تونن از طریق تبلیغات پول بیشتری به دست بیارن. این تمرکز بیش از حد بر درآمدزایی، باعث شد که یاهو از رقبای خودش عقب بمونه و کاربرانش رو از دست بده.
**استراتژی های اشتباه: تلاش برای رقابت با همه**
یاهو تلاش کرد با همه رقابت کنه. هم می خواست یه موتور جستجو باشه، هم یه شبکه اجتماعی، هم یه پورتال خبری، هم یه ارائه دهنده ایمیل و... این استراتژی، باعث شد که منابع یاهو پراکنده بشه و نتونه در هیچ کدوم از این زمینه ها به برتری دست پیدا کنه. در حالی که گوگل تمرکز خودش رو روی موتور جستجو گذاشته بود و به سرعت در این زمینه پیشرفت کرد.
یاهو همچنین در زمینه نوآوری خیلی کند عمل کرد. در حالی که گوگل دائما در حال ارائه محصولات و خدمات جدید بود، یاهو بیشتر به دنبال کپی کردن ایده های رقبای خودش بود. این رویکرد کپی برداری، باعث شد که یاهو یه شرکت دنباله رو بشه و نتونه رهبری بازار رو در دست بگیره.
**خرید های ناموفق: سرمایه گذاری های بی حاصل**
یاهو در طول سال ها، شرکت های زیادی رو خرید، اما بیشتر این خریدها ناموفق بودن. یاهو پول زیادی رو صرف خرید شرکت هایی کرد که هیچ ارزش افزوده ای برای این شرکت نداشتن. یکی از بدترین خریدهای یاهو، خرید شرکت GeoCities به قیمت 3.5 میلیارد دلار بود. GeoCities یه سرویس میزبانی وب بود که به کاربران اجازه می داد وب سایت های شخصی خودشون رو ایجاد کنن. این سرویس در اون زمان خیلی محبوب بود، اما یاهو نتونست از این خرید به درستی استفاده کنه و GeoCities به زودی از رده خارج شد.
یکی دیگه از خریدهای ناموفق یاهو، خرید شرکت Tumblr به قیمت 1.1 میلیارد دلار بود. Tumblr یه شبکه اجتماعی بود که به کاربران اجازه می داد عکس، متن، ویدئو و صدا رو با همدیگه به اشتراک بذارن. یاهو امیدوار بود که با خرید Tumblr، بتونه یه رقیب جدی برای فیسبوک ایجاد کنه. اما این اتفاق نیفتاد و Tumblr هیچ وقت نتونست به یه شبکه اجتماعی بزرگ تبدیل بشه.
**درس هایی از سقوط یاهو**
سقوط یاهو، درس های زیادی برای شرکت های تکنولوژی داره. اول اینکه، باید همیشه به فکر نوآوری و پیشرفت بود. اگه یه شرکت نوآوری نکنه و به فکر ارائه محصولات و خدمات جدید نباشه، دیر یا زود از رقبای خودش عقب می مونه. دوم اینکه، باید یه استراتژی بلندمدت و پایدار داشت. اگه یه شرکت دائما استراتژی خودش رو عوض کنه، نمی تونه به موفقیت برسه. سوم اینکه، باید به مشتریان خود اهمیت داد. اگه یه شرکت به فکر بهبود تجربه کاربری و ارائه خدمات با کیفیت نباشه، دیر یا زود مشتریانش رو از دست می ده.
یاهو می تونست گوگل رو بخره، اما این کار رو نکرد. یاهو می تونست نوآور باشه، اما ترجیح داد کپی کنه. یاهو می تونست به مشتریانش اهمیت بده، اما بیشتر به فکر درآمدزایی بود. به همین دلیل، یاهو گوگل رو از دست داد و به این روز افتاد.
**آینده یاهو**
امروزه، یاهو دیگه اون غول سابق نیست. شرکت Verizon، یاهو رو در سال 2017 به قیمت 4.48 میلیارد دلار خرید. Verizon بعدا یاهو رو با AOL ادغام کرد و یه شرکت جدید به نام Oath ایجاد کرد. چند سال بعد، Oath هم به شرکت Apollo Global Management فروخته شد و حالا با نام Yahoo فعالیت می کنه.
یاهو هنوز هم یه سری سرویس های آنلاین رو ارائه می ده، اما دیگه اون نفوذ و محبوبیت سابق رو نداره. خیلی ها معتقدن که یاهو دیگه شانسی برای احیا نداره و سرنوشتش به زودی مثل خیلی از شرکت های دیگه، فراموش شدن خواهد بود. اما خب، هیچ چیز قطعی نیست. شاید یاهو یه روزی بتونه دوباره به دوران اوج خودش برگرده.
**نتیجه گیری**
داستان سقوط یاهو، یه داستان غم انگیز از فرصت های از دست رفته، اشتباهات مدیریتی و عدم نوآوری هست. این داستان به ما یاد می ده که هیچ شرکتی، حتی بزرگترین شرکت ها، نمی تونن برای همیشه در اوج بمونن. اگه یه شرکت به فکر نوآوری، بهبود و ارائه خدمات با کیفیت نباشه، دیر یا زود سقوط می کنه.
امیدوارم از این پادکست لذت برده باشید. تا یه برنامه دیگه، خدانگهدار!